٭
سرگرمی
-سلام، میتونم چند لحظه وقتتونو بگیرم؟
-(جواب مثبت بوسیله حرکت عضلات صورت و چشم و سر )
-میخواستم یه مسئله ای رو باهاتون در میون بزارم
-(باز هم حرکاتی مبنی بر اینکه میدونم میخوای چی بگی و اصلا برام مهم نیست ولی بنال!)
-راستش خیلی وقت بود که میخواستم اینو بگم ، ولی فرصتش پیش نمیومد ، یعنی منتظر یه فرصت مناسب بودم که ... خودتون میدونید دیگه ، جو دانشگاه خیلی ناجوره ، نمیدونم فکر کردم که مناسب نباشه ... الانم اتفاقی اینجا دیدمتون ، مزاحمتون که نیستم
-(در حالی که یواش یواش داشت حوصلش سر میرفت ، با یه حالت تو مایه های جون مادرت بیخیال شو ، تو هم وقت گیر آوردیا ! به راه خودش ادامه میداد و یه گوششم به مزخرفات بود تقریبا داشت ادای یه دختره پاک و خجالتی رو بازی میکرد )
- ( با خودش میگفت چه غلطی کردم ، به یه ورشم حساب نمیکنه، الان بهش فحش میدم و میرم)
باور کنین من نمیخوام واسه شما مشکلی پیش بیاد ، اگه الان مزاحمم میخوایید برم بعدا بیام؟
-(آفرین به تو آدم چیز فهم ! خوبه فهمیدی الان کار دارم، برو تا بعد ببینیم چی میشه ، تا اون موقع یه فکری برات میکنم ، همون جور که راه میرفت سعی کرد با حرکات سر و صورت یه چیز تو مایه های پیشنهاده خوبی کردی عزیزم رو بفهمونه ، نمیدونست اون دیگه هیچی نمیفهمه)
-پس من رفتم خدافظ
-(بالاخره اولین کلمه رو تو آخرین لحظه گفت و فکر میکرد خیلی خوب ادای یه دختر با شخصیت رو در آورده)
-خدافظ
- (برو گم شو بابا ، منو باش واسش ایتهمه تریپ گذاشتم ، بیتربیت جواب سلام هم نداد ، حیف شد باید چند تا حرف آب دار میزدم تو صورتش بعد میومدم ، اینم از این ! پروندش بسته شد . والسلام.)
-( هر چی منتظر شد دیگه ازش هیچ خبری نشد )